الشيخ محمد تقي بهجت
433
جامع المسائل ( فارسي )
مالك با آنها و عدم او در آن نيست ) ، به جهت آن چه ذكر شد از اتلاف تسبيبى . و همچنين اگر غصب كرد دابّه اى را كه صاحب ولد بوده پس ولد تبعيّت كرد از مادر ، كه غصب بالاستلزام نسبت به ولد است و تلف آن در يَد ، استلزامى است نه به نحو اصالت و استقلال كه در مادر است فقط . و از قبيل تسبيب است اگر مانع از بيع حيوان مشرِف به موت شد مالك [ را ] براى تذكيهء مشترى تا آن كه تلف شد ، يا آن كه مانع از تذكيهء آن شد تا آن كه تلف شد ؛ به خلاف آن كه غير مريض را مانع شد از بيع آن تا وقتى كه به سبب سماوى تلف شد در يد مالك آن . رها كردن حيوان و تلف مالى به سبب آن 3 - اگر باز كرد بندِ دابّه اى را پس فرار كرد يا از بنده و كنيز ديوانه پس آبق شد و فرار كرد در صورتى كه براى آن كه فرار نكند بسته شدهء مالك باشند ، ضامن است باز كننده به تسبيب اتلاف . و همچنين اگر حيوان موذى و متلف را مقيّد كرد ، پس ديگرى باز كرد ، پس آن حيوان به سبب ايذاء معتاد خودش اتلاف مالى كرد ، باز كنندهء قيد ، ضامن است . و همچنين اگر باز كرد قفص پرنده را پس پريد ، ضامن است . فتح باب و سرقت بخاطر آن ، يا فرار مملوك به واسطهء ازالهء قيد و همچنين اگر فتح بابى كرد در معرض خطر سرقت يا در غير آن ، تا مدتى كه مستبعد است سارق در آن مدت سرقت ننمايد ؛ يا ازالهء قيد از مملوك عاقل نمود پس اباق را اختيار كرد ، در صورتى كه با آن كه عاقل است معتاد به عصيان فرار از مالك است . بخلاف آن كه سرقت سارق ، اتفاقى و نادر بوده ، و عاقل ، فرار او غير مترقب بوده و بستن او براى مخالفتهاى ديگر بوده ، كه ضامن نيست باز كنندهء درب و قيد در اين صورت . و همچنين اگر طورى باشد كه قطع حاصل شود كه اگر اخراج از زندان بشود خواهد فرار كرد ، كه ضامن است اگر اخراج عبد عاقل غير معتاد به اباق ، متعقب به آن باشد . علامت اتلاف تسبيبى پس با تحقّق اتلاف تسبيبى كه علامت آن اين است كه به قصد اتلاف عمداً چنين